نکات مهم درس :

1- مهمترین مسئله انسان خود شناسی است.

2- انسان قبل از اینکه به شناخت جهان پیرامون خود و نیک و بد بپردازد باید :

1) گنجینه های فطرت و نهاد خود را کشف نماید و آنها را به کمال برساند .

2) امیال نفسانی و شهوانی خود را تعدیل کند.

3- انسان در صورتی به بزرگترین سعادت نایل می شود که گنجینه های فطرت و نهاد خود را کشف ماید و آنها را به کمال برساند و امیال شهوانی خود را کنترل و تعدل نماید.

4- دعوت به خودشناسی از توصیه های مهم پیامبران الهی ، عالمان اخلاق ، عارفان ، فیلسوفان می باشد .

5- مراد از خودشناسی شناخت استعدادها و نیروهای برای فهم خود و جهان و تکامل انسان است.

6- از نظر حضرت علی (ع) بزرگترین سعادت و کامیابی شناخت خود می باشد.

7- کانت از فیلسوفان بزرگ مغرب زمین می گوید : « انسان قبل از هر چیز باید به ارزیابی و شناخت دقیق و توانایی شناخت خود بپردازد. »

8- خود شناسی مقدمه 1) کمال انسانی ، 2) جهان شناسی ، 3)خداشناسی ، 4) حلال مشکلات انسان می باشد.

9- شناخت جهان عبارت است از تعامل انسان با جهان خارج از خود ، انسان بعد از تعامل است که می گوید می بینم ، می شنوم ، می شناسم.

10- روایت زیر که از امام علی (ع) است در خصوص کدام رابطه خود شناسی است ؟

« کیف یَعرِفُ غیرَه مَن یَجهَلُ نَفسَه » (کسی که خود را نمی شناسد، چگونه غیر خود را تواند شناخت؟! )

جواب : رابطه خود شناسی با جهان شناسی

11- روایت زیر که از امام علی (ع) است در خصوص کدام رابطه خود شناسی است ؟

« مَن عَرَفَ نفسه کان لغیره اعراف و من جهل نفسه کان بغیره اجهل » (کسی که خور را بشناسد، دیگری را بهتر می شناسد و کسی که به خود جاهل است، به دیگران جاهل تر است. )

جواب : رابطه خود شناسی با جهان شناسی

12- روایت زیر که از امام علی (ع) است در رابطه با خودشناسی با چه امری است ؟

« مَنَ عَرَفَ نفسه عَرَف رَبَّه » ( هر کس خود را بشناسد، پروردگارش را می شناسد.)

جواب : خود شناسی با جهان شناسی

13- اگرانسان ساختار پیچیده خود را مورد تأمل قرار دهد به ناظمی حکیم و علیم که چنین ساختاری را پدید آورده است آگاه می گردد.

14- بسیاری از مشکلات روحی و روانی و فکری و اخلاقی انسانی ناشی از عدم خود شناخت است.

15- اگر انسان حقیقت واقعی خود ، هدف حلقت ، رابطه خود با خدا ، موفقیت خود در نظام هستی ، تأثیر زندگی دنیوی در آخرت ، نقش اخلاق نیکو و برخورد مناسب با دیگران ، نقش مصیبت ها و خوشی ها در زندگی را بداند ، بسیاری از مشکلات آن حل می گردد.

16 - بسیاری از مکاتب ساخته و پرداخته دست بشر مانند ماتریالیسم ، لیبرالیسم ريال نازیسم و ... ناشی از عدم شناخت خود می باشد .

17- در خصوص حقیقت انسان دو دیدگاه وجود دارد یکی الهی که انسان را دارای دو بعد جسمانی و روحانی می داند و دیگری مادی که حقیقت انسان را فقط مادی می داند.

18- محور همه تعالیم ادیان الهی روح آدمی است و اگر به جسم انسان نیز توجه می کنند به دلیل تأثیر آن در روح است .

19 ابزار شناخت روح انسان قوانین علوم حسی و تجربی نیست.

 

20 از آیات زیر استفاده می شود که حقیقت انسان روح اوست نه بدن و جسم

سوره سجدة آيه 9 : ‏ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ ‏( ‏آن گاه اندامهاي او را تكميل و آراسته كرد و از روح متعلّق به خود ( كه سرّي از اسرار است ) در او دميد ، و براي شما گوشها و چشمها و دلها آفريد ( تا بشنويد و بنگريد و بفهميد ، امّا ) شما كمتر شكر ( نعمتهاي او ) را به جاي مي‌آوريد .‏ )

الله یتوفی الانفس حین موتها

21) مراد از سَوَّاهُ و تسویه در آیه فوق خلقت اعضای بدن است که به صورت اعتدال و دور از افراط و تفریط آفریده شود.

22) کلمه توفی در ایه به معنی اخذ و گرفتن کامل است و روح انسان حقیقت و همه انسان است نه جزئی از انسان.

23 ) دلایل غیر مادی بودن روح عبارتند از 1- غیر تقسیم بودن 2- بسیط بودن

                                    1- علم حصولی

                        1- حکمت نظری        2- علم حضوری

                بعد ادراکی    شناخت اشیاء یا مفاهیم آن گونه که هستند

                        یا شناخت هست ها و نیست ها    

                        2- حکمت عملی:    شناخت

24 ) ابعاد روح و روان انسان             گرایشهای انسانی: باید و نبایدها یا شناخت افعال انسان

                        آنگونه که باید باشد

                        1- گرایش های انسانی: مثل امور فطری مانندغم وشادی و حقیقت

                بعد گرایشی

                        2- گرایش های حیوانی: مشترکات انسان و حیوان

                        مانند غرایز خشم میل جنسی نیاز به غذا

 

 

25- علم حصولی : علمی که با واسطه آموزش برای انسان فراهم می شود مانند ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، معارف و ...

علم حضوری : علمی که بدون واسطه برای انسان حاصل شود مانند آگاهی انسان نسبت به حالات خود و احساسات و عواطف انسان نسبت به ذات خود.

26- اگر متعلق علم حضوری خداوند و امور مرتبط به خداوند ، مانند صفات و افعال و غیره باشد به آن شهود عرفانی گفته می شود .

27- شناختی که مربوط به حوزه عمل یعنی بایدها و نیابد ها ، خوب ها و بدها است شناخت عملی یا حکمت عملی می گویند مانند عدالت ، راستگویی

28- با وجود اینکه انسان دارای بعد گرایشی به امر فطری است مثل میل به خداوند و عواطف انسانی ولی ممکن است بر اثر شرایط محیطی نسبت به این میل فطری تا مدتی غافل باشد و یا در شناختن متعلق حقیقی آن خطا کنند ولی هنگام رفع مانع و هوشیاری دوباره این میل جلوه می نماید.

29- دین و بحران روانی : دین پشتوانه مستحکمی برای غلبه بر اضطراب های روانی است بخش مهمی از عوامل روان پریش ها و اضطزاب ها به استغنا (بی نیازی) از خدا و بی معنایی و بی هدفی زندگی بر می گردد. انسانی که هستی خود را از خدا و بازگشت خود را به او می داند و زندگی دنیا را محل آزمایش و ابتلا می شمارد بعد از آزمایش به سرای جاوید می رود دیگر زندگی را بی معنا نمیداند و برای همه حوادث اعم از سختی ها و آسانی ها و مشکلات و بیماری ها و خوشی ها دلیل مناسبی دارد. قرآن کریم زندگی تنگ و سخت را معلول روی گردانی از خدا می داند . « وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا » یعنی هر کس از از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی تنگ خواهد داشت.

و قرآن در جای آرامش را در سایه ذکر خداوند می داند و می فرماید :«الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب» یعنی آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد.

 

 

فصل دوم : ایمان

 

     1- از نظر لغوی: ایمان از مصدر باب افعال از ریشه آمن (امنیت یافتن) است که به معنای

        جای گیر شدن اعتقاد در قلب یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق به چیزی است

            

30- معنای ایمان    2- از نظر اصطلاحی: ایمان امری معنوی و حالتی روحی است که جایگاه آن قلب است و

        موجب می شود انسان به محلی روی بیاورد و انجام دهد و یا از عملی روی بگرداند و             اجتناب نماید

 

31- تعریف ایمان از نظر امام رضا (ع): ایمان تصدیق قلبی و اقرار زبانی و عملی به ارکان و اعضا است

32- ایمان با معرفت، عقل، عمل و عمل با ایمان و ایمان با اختیار رابطه مستقیم دارد.

33- از دیدگاه قرآن ایمان مبتنی بر معرفت و علم است ولی چنین نیست که اگر معرفت و علم وجود یابند ایمان نیز ضرورتاً وجود پیدا کند. پس ایمان به معنای علم نیست قرآن موارد زیادی را نام می برد که در آنجا علم بوده ولی ایمان نبوده مثل داستان قوم بنی اسرائیل در برابر معجزات حضرت موسی

34- تفاوت اسلام و مسیحیت در خصوص ایمان چیست؟ اسلام ایمان را مبتنی بر معرفت و شناخت است ولی در مسیحیت، انسان باید نخست ایمان بیاورد تا بفهمد به اینکه نخست بفهمد و سپس ایمان بیاورد

35- از دیدگاه قرآن ایمان مبتنی بر معرفت و علم است ولی چنین نیست که اگر معرفت و علم وجود یابند ایمان نیز ضرورتاً وجود پیدا کند . پس ایمان به معنای علم نیست قرآن موارد زیادی را نام می برد که در آنجا علم بوده ولی ایمان نبوده مثل داستان قوم بنی اسرائیل در برابر معجزات حضرت موسی .

36-تفاوت اسلام و مسحیت در خصوص ایمان چیست ؟ اسلام ایمان را مبتنی بر معرفت و شناخت است ولی در مسیحیت ، انسان باید نخست ایمان بیاورد و تا بفهمد نه اینکه نخست بفهمد و سپس ایمان بیاورد.

37-رابطه ی ایمان و عقل : از نظر اسلام دین و عقل دو موهبت الهی هستند که خداوند به بشر ارزانی داشته است آدمی با دین و عقل می تواند به سعادت جاودانه برسد. عقل و دین هر دو همدیگر را تائید می نمایند .

38-آیات زیر در خصوص رابطه ی ایمان و عقل است 1- ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم شاید تعقل کنید . 2- بدترین و شرورترین جانوران کسانی هستند که تعقل نمی وزرند.

39- در روایات اسلامی مراد از حجت یا رسول ظاهر پیامبران هستند و مراد از حجت یا رسول باطن محقل انسان است .

40- رابطه ی ایمان و عمل : در برخی از روایات آمده است ایمان و عمل دو چیزند که خداوند یکی را بدون دیگری نمی پذیرد ونیز آمده است عمل صالح نمود ظاهری ایمان یا ثمره آن است پس ایمان بدون عمل نجات بخش برای انسان نیست.

41- آیه : « قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا » یعنی اعراب گفتند ما ایمان آوردیم ای پیامبر به آنها بگو شما ایشان نیاورید بلکه بگوئید اسلام آوردیم : در خصوص رابطه ایمان با عمل است.

42- امام صادق (ع ) فرمودند :کمترین مرتبه ایمان گفتن شهادت به نیست خداوند رسالت پیامبر اسلام است.

43- حضرت علی (ع) فرمودند : اگر ایمان تنها بر زبان آوردن شهادتین بود روزه و نماز هیچ حلال و حرامی تشریع نمی گشت.

44- رابطه عمل و ایمان : هر عملی با هر نیت انجام نشود دلالت بر ایمان نمی کند تنها عملی ارزشمند است که از سر ایمان و بندگی خدا ناشی شود نه عملی که از سر نفع شخصی و یا عادت و یا ریا انجام شود.

45- خداوند در قرآن اعمال کسانی را که ایمان ندارند همانند داستان خاکستری معرفی کرده که در رزو طولانی بادی سخت بوزد و هیچ از آن خاکستر باقی نماند و نیز در آیات دیگر اعمال کافران را هماند سراب معرفی می نماید.

46- رابطه ایمان با اختیار :

تفاوت ایمان با علم چیست ؟ علم و معرفت گاهی بدون اختیار برای انسان حاصل می شود مانند اینکه بدون اختیار صدای را بشنود و یا تصویری را ببیند و به آن علم پیدا م یکند ولی ایمان بدون اختیار فراهم نمی شود و اگر از روی اجبار اظهار ایمان نماید فایده ای ندارد.

47- آیه : «قُل الحَقُّ مِن رَبٍّکُم فَمَن شأَ فَلیؤمِن وَ مَن شأَ فَلیَکفُر» ای پیامبر بگو حق از جانب پروردگار شماست پس هر کس خواست ایمان آورد و هر کس خواست کافر شود. در خصوص رابطه ایمان و اختیار است و نیز آیه فوق دلالت می کند که ایمان و کفر اختیاری هستند نه اجباری .

48- کدام صفات خداوند اقتضا میکند پیامبرانی برای هدایت انسان ها فرستاده شود؟ ربوبیت و کحمت

49- متعلقات ایمان ( به امری که باید ایمان داشته باشیم ) عبارتند از : 1- خداوند 2- آخرت 3- رسالت پیامبر اسلام (ص) و سایر پیامبران 4- قرآن و کتب الهی 5- ملائکه 6- امامت 7- عالم غیب و از همه مهمتر ایمان به خدا و قیامت و نبوت است.

50 عالم غیب از طریق عقل یا شهود و روئیت قبلی قابل درک است و ایمان و الحاد ایمان عالم غیب است.

51- بالاترین درجه ایمان عصمت از گناه است خداوند سکینه و آرامش و اطمینان خاطر را بر قلب مومنان نازل می فرماید تا از شک و تردید و وحشت در طوفان حوادث ثابت قدم شوند.

 

 

 

بخش دوم – وجود خداوند

52- موضوع محوری همه ادیان وجود خداوند است متفکران اسلامی از آیات و روایات استنتاج ( نتیجه گیری ) کرده اند که وجود خداوند بدیهی از هر چیزی است و نیازی به دلیل برهان ندارد.

53- برخی دیگر از متفکران اسلامی و متکلمان عقیده دارند وجود خداوند بدیعی نیست و برای اثبات آن نیاز به استدلال و برهان ندارد و استدلال و برهان مایه تنبه و توجه به این امر بدیهی می باشد.

54- برهان فطرت بر وجود خداوند

55- آیه قرآن « به زودی نشانه های خود را در افق های گوناگون و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او (خداوند) حق است »

56- در آیه فوق مراد از سیر در افق ها راه تجربی خداشناسی است که از تدبیر در حدوث و امکان و نظم پدیده به وجود خداوند پی می برند و مراد از راه انفس یا سیر در نفس راه فطرت یعنی خداشناسی فطری

57- راه های خداشناسی

1) راه فطرت یا راه دل

2) راه عقلی یا برهان عقلی

3) راه تجربی یا برهان نظم

58- معای فطرت : آغاز و شزوع خلقت ، نهاد ، فطرت به معنای حالت خاصی از شروع و آغاز و یا نوعی آفرینش است.

59- ویژگی های امور فطری :

1) در همه افراد آن نوع (انسان) یافت شود.

2) همواهر ثابت اند و در هیچ برهه ای از زمان از انسان جدا نشده اند .

3) از طریق تعلیم و آموزش در انسان نهاده نشده اند ولی آموزش و تعلیم آنها را شکوفا می کند.

60- امور فطری انسان

1) شناخت های فطری : مثل خداپرستی فطری که نوعی گرایش در همه انسان هاست.

2) گرایش های فطری : مثل خداپرستی فطری که نوعی گرایش در همه انسان ها است.

61- آیه قرآن « فذکر انما انت مذکر » یعنی ای پیامبر تذکرها که تو تنها تذکر دهنده ا ی» دلالت بر خداشناسی فطری دارد.

62- دلایل خداشناسی فطری :

1) انسان در هنگام سختی های بسیار شدید ناخوداگاه خداوند را از روی اخلاص می خواند و آیه « فاذا رکسبو فی الفلک دعواالهه مخلصین له الدین .... یعنی وقتی سوار کشتی می شوید خداوند را پاکدلانه می خوانید ولی چون به سوی خشکی رساند و نجاتشان داد و به ناگاه شرک می ورزند.

2) خداوند پیامبر (ص) را مذکر خطاب کرده است طبق ایه فذکر انما انت مذکر که دلالت دارد که انسان ها خداشناسی هستند و پیامبر (ص) آن خداشناسی را به مردم یاد آوری می کد نه اینکه آنها را خداشناسی نمی کند.

3) مردم در طول تاریخ حس پرستش در وجودشان بوده که دلالت دارد انسان ها هموار گرایش به خداوند در انسان ها وجود داشته است.

63- همه انسان ها حتی فرزندان مشرکان ، هنگام تولد معرفت خدا را همراه دارند و با فطرت الهی متولد می شوند تمام راه های عقلی خداشناسی در واقع تنبیه و یاد آوری خداشناسی فطری است.

64- راه ها تذکر و یادآوری فطرت :

1) هرگاه انسان از همه جا قطع امید کند به خدا رو می آورند.

2) توجه به مخلوقات و نظم حاکم بر آنها که از آن به آیات و نشانه ها است.

65- فصل دوم برهان عقلی یا علّی : جهان معلول است و هر معلولی نیازمند علت است بنابراین جهان نیازمند علتی است که آن علت با خداست یا در نهایت به خدا می رسد.

66-تعریف علّت : موجودی که تحقق موجد دیگر بر آن متوقف است یا چیزی که پدیده یا معلول را بوجود می آورد .

معلول : موجودی است که تحققش بستگی به موجود دیگری یا علتی دارد.

انواع علت :

1) علت ناقص : یکی از علل ایجاد پدیده می باشد مانند یکی از علت مادی یا صوری ، نمایی ، فاعلی

2) علت تامه : مجموعه علل ایجاد پدیده را گویند مانندتمام علت های فاعلی ، مادی ، صوری ، نمایی با هم

اقسام علت :

1) علت فاعلی : آن است که پدیده یا معلول را بوجود می آورد مانند بنا برای ساهتمان

2) علت مادی : زمینه ایجاد پدیده را فراهم م یکند مانند مصالح برای ساختمان

3) علت نمایی : هدف و انگیزه ، معلول یا پدیده می باشد مانند هدف از ساختمان مدرسه یا بیمارستان .... می باشد.

4)علت صوری : شکل ظاهری معلول یا پدیده می باشد.

67- اصل علّیت : هر معلول یا پدیده ممکن الوجودی نیازمند علت است برخی از فیلسوفان غربی اصل علیت را به غلط چنین پنداشته که هر چیزی نیازمند علت است که بعداً سؤال شود علت خداوند چیست ؟

68-دلایل اثبات معلولیت عالم : محدودیت زمانی ، مکانی ، وابستگی به غیر ، تغییر پذیری، فناپذیری

69) روایت امام علی (ع) 1- هرچیزی غیر از خداوند معلول است

2) هر شیئی یا چیزی به خداوند قیام دارد دلالت بر خداشناسی عقلی یا علّی دارد.

69-امتناع تسلسل علل : یعنی از نظر عقلی محال است که سلسله ایجاد پدیده یا معلول تا بی نهایت ادامه داشته باشد چون مجموعه بینهایت محتاج و وابسته هرگز غیر محتاج و مستقل و غنی نخواهد شد.

70- امتناع دور : یعنی از عقلی محال است که موجودی با یک واسطه یا چند واسطه علت ایجاد خودش باشد چون دور مستلزم اجتماع تاقضی و تقدم معلول بر علت است که از نظر عقلی هر دو باطل هستند.

71- ایه شریفه : « ﺃﻡ ﺧﻠﻘﻮﺍ ﻣﻦ ﺷﻲ ﺃﻡ ﻫﻢﺎﻟﻘﻮﻥ » یعنی آیا انسان ها از هیچ خلق شده اند ؟ یا آنکه خودشان خالق خود می باشند ؟ دلالت بر خداشناسی عقلی یا علی دارد .

72- فصل سوم برهان نظم یا خداشناسی تجربی :

برهان نظم یکی از رایجترین براهینی است که بر وجود خداوند اقامه شده است این برهان تاریخی به بلتدای عمر انسان دارد در ایات الهی و روایات انبیای الهی بسیار دعوت به دقت در نظم و خلقت موجودات است شده است که در واقع دعوت به برهان نظم می باشد مثل خلقت ، آسمانها ، شتر ، کوهها و دریاها ....

73- تقریر برهان نظم : مجموعه جهان مستی یک مجموعه منظم است ، هر مجموعه منظم دارای سازنده و ناظمی داناست بنابراین مجموعه جهان هستی دارای سازنده و ناظمی داناست ، که خداوند است .

74- از تفکر در ساختار منظم و پیچیده موجودات جهان انسان به ناظم حکیم و علیم پی می برد.

75- خصوصیات مجموعه منظم : 1- طراحی و برنامه ریزی 2- سازمان دهی 3- هدفمندی

76- برهان نظم دارای دو مقدمه است که مقدمه اول تجربی است ( جهان هستی یک مجموعه منظم است ) مقدمه دوم عقلی است : هر مجموعه منظم نیازمند سازنده ای و ناظمی دانا دارد. و نتیجه آن نیز عقلی است.

77- تقریرهای برهان نظم : 1- هدفمندی 2- برهان نظم از موارد جزئی 3- برهان هماهنگی در کل عالم

78- هدفمندی : پدیده های منظم این جهان همواره به سوی غایتی در حرکتند از طرفی خود موجودات علم و آگاهی ندارند پس این حرکت منظم آنها ناشی از موجودی دانا و قادر است که آن خداوند است.

79- برهان نظم از موارد جزئی : هنگامی که به موجودات این عالم می نگریم ، سازماندهی حساب شده و برنامه ریزی دقیق را احساس م یکنیم چنین نظمی به خودی خود رخ نمید هد بنابراین ورای چنین موجودات منظمی ، ناظم حکیم و عظیم وجود دارد که از سز حکمت و آگاهی آنها را پدید آورده است.

80- آیه شریفه « ان فی السماوات و الارض لایات للمومنین. » یعنی به راستی در آسمان ها و زمین برای مومنان نشانه ای بر وجود خداوند است . دلالت بر برهان نظم تقریر موارد جزیی دارد.

برهان هماهنگی در کل عالم : پیشرفت علوم تجربی این حقیقت را نشان داده است که اجزای عالم چنان ساز و تنظیم شده اند که زندگی را در آن ممکن ساخته اند مانند فاصله زمین تا خورشید، رابطه میان خورشید، دریا، باد، بخار، ابر، باران همگی دلالت بر هماهنگی در کل عالم دارند . آیه قرآن لوکان فیها الهه الا الله لفسدنا یعنی اگر در آسمان و زمین خدایانی جز آنکه بوده تباه می شوند.

 

صفات خداوند

  • دیدگاههای متفاوت درباره خداوند:

1- در خصوص شناخت ذات خداوند:

چنین شناختی ممکن نیست چون خداوند نامحدود است و انسان محدود. موجود محدودنمی تواند بر خداوند نامحدود احاطه داشته باشد

2- شناخت افعال و اوصاف:

الف: دیدگاه اهل تعطیل:

این گروه عقیده دارند که عقل آدمی راهی به شناخت اوصاف الهی ندارد. انسان با مفاهیمی که سر و کار دارد از موجودات محدود و محسوس پیرامون خود انتزاع می کند و جایز نیست این مفاهیم را به خداوند نسبت دهد. این گروه به اوصاف الهی که در روایات و قرآن آمده است ایمان دارند ولی می گویند حقیقت این معانی بر ما روشن نیست- این گروه به اهل معطله و لا ادری معروف هستند

ب: دیدگاه اهل تشبیه:

این گروه عقیده دارند صفات الهی و انسان از نظر معنا تفاوتی با یکدیگر ندارند و دقیقاً به یک معنا هستند چون اینان اوصاف خداوند را به اوصاف مخلوقات تشبیه می کنند و به اهل تشبیه یا مشبهه یا مجسمه مشهور هستند و برای خداوند اعضاء و جوارح جسمانی مانند دست و پا و سر و غیره قائل هستند.

 

  • آیات قرآن:

1- آیات محکم یا محکمات:

آیاتی هستند که معنای آنها بسیار روشن و صریح است شک و تردید درباره آنها نیست و احتمال معانی دیگر درباره آنها نیست مانند لیس کمثله شی لا تدر که الابصار

2- آیات متشابه یا مشبهات:

آیاتی هستند که معنای آنها بسیار روشن و صریح است ولی احتمال معنای دیگر درباره آنها نیز هست.

مانند: یدالله فوق ایدیهم ان الله سمیع العلیم جاءَ ربک که دلالت ظاهری آنها این است که خداوند دست و گوش و پا دارد و اهل تشبیه به آیات متشابه تمسک جسته اند

آیات متشابه را باید با توجه به معنای آیات محکم تفسیر و معنا کرد.

  • دیدگاه اثبات بلاتشبیه:

دیدگاه این گروه آن است که عقل انسان اوصاف خداوند را باز شناسد و علاوه بر آن به بررسی و تحلیل آن نیز بپردازد اما عقل نمی تواند به ضفات الهی دست یابد

از میان سه دیدگاه مطرح شده تنها دیدگاه اثبات بلاتشبیه صحیح است چون خداوند در قرآن انسانها را به تعقل و تدبیر در آیات الهی دعوت می کند و از سوی دیگر در آیات متعددی صفات الهی را بیان می کند اگر صفات الهی قابل فهم نبودند چنین دعوتی لغو می گردد در صورتی که دعوت خدای حکیم از لغو مبرا است.

فصل دوم

  • راههای صفات شناخت خداوند:

1- راه عقلی        2- سیر در آفاق        3- قرآن و روایات        4- کشف و شهود

 

  • راه عقلی:

    عقل انسان می تواند موجودی را که غنی بالذات است، اثبات کند هنگامی که بدین امر دست یافت برای اثبات بسیاری از صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند نیز توانایی می یابد.

     

  • صفات خداوند:

1- صفات ثبوتی:

صفاتی که ناشی از نوعی کمال هستند و در خداوند وجود دارند.مانند: رحمان، رحیم، کریم و غفور ....

2- صفات سلبی:

صفاتی که ناشی از نوعی نقص و نیاز هستند و در خداوند وجود ندارند.

مانند: جسم، شریک، مرکب، حلول، تحد شدن، جهل ، ظلم و ...

خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب تجرید الاعتقاد صفات خداوند را چنین بیان کرده است.

1- باقی:

چون خداوند واجب الوجود است و وجود برای او ضروری است پس عدم بر او روا نیست.

2- خداوند شریک ندارد:

چون اگر خداوند شریک داشته باشد آن شریک نیز واجب الوجود خواهد بود و خصوصیتی دارد که دیگری ندارد و این امر مستلزم ترکیب است که ترکیب نشانه ضعف و فقر می باشد. در صورتی که خداوند هیچ گونه ضعف و فقری ندارد.

3- خداوند مرکب نیست:

چون مرکب به اجزای فرد نیازمند است در صورتی که خداوند واجب الوجود است

4- خداوند در مکان قرار ندارد:

چون جسم نیست

5- خداوند در چیزی حلول نمی کند:

چون حلول مستلزم جسم و مکان داشتن است در صورتی که خداوند جسم نیست و نیازی به مکان ندارد.

6- خداوند با غیر خود متحد نمی شود:

چون غیر خداوند محکوم الوجود است و ممکن نیست که موجود غنی با لذات با موجود فقیر و وابسته متحد گردد.

7- خداوند محل حوادث نیست:

به این معنا که امکان ندارد صفت و حالت تازه ای برای او پیدا شود زیرا آنها اگر کمالی از کمالات هستند خداوند همواره به آنها متصف بود و اگر نقصی اند هیچ گاه بدانها متصف نبوده است

8- صفات خداوند ذات بر او نیستند صفات حقیقی خداوند عین ذات او هستند

9- خداوند پادشاهی و حاکمیت دارد:

پادشاهی به سه چیز بستکی دارد:     1- از دیگران بی نیاز باشد     2- دیگران به ا نیازمند باشند

3- بتواند در همه چیز تصرف کند و کسی از او مواخذه نکند

10- خداوند حکیم است:

حکیم آن است که حقایق را نیک بشناسد و هر کاری را بر وجه اکمل و مطابق مصالح کلی درست و استوار سازد و خداوند به هر دو معنا حکیم است.

  • سیر در آفاق و انفس:

از مطالعه و بررسی نظم جهان هستی، حیوانات، گیاهان و حتی خود انسان آشکار می گردد که ناظم و خالق هستی بر اساس سنخیت علت و معلول باید از صفت علم، حکمت و قدرت برخوردار باشد و همچنین از انسجام و وحدت حاکم بر جهان هستی می توان به وحدت و توحید خالق و ناظم هستی پی ببرد

 

  • کشف و شهود:

انسان بر اثر تکامل روحی فضایل معنوی به جایی می رسد که می تواند بسیاری از حقایق از جمله صفات جمال ( صفات ثبوتی) و صفات جلال الهی (صفات سلبی) را از طریق مشاهد قلبی درک کند البته راهی سخت و صعب است و به معدودی از افراد

توفیقی بودن اسما و صفات الهی:

یعنی مسلمانا در مقام وصف خداوند باید تنها از صفاتی استفاده کنند که در قرآن و روایات معتبر مطرح شده اند و نباید برای خداوند صفتی بسازیم که قرآن و روایات به او نسبت نداده اند یعنی وصف خداوند منوط به اذن خداوند است.

 

فصل سوم

انواع صفات خداوند:

1- صفات ثبوتی:

الف) صفات ذات                     ب) صفات فعل

  • الف) صفات ذات:

    صفاتی که از ذات الهی انتزاع (گرفته) می شوند و همواره با ذات الهی هستند

    مانند: علم، حیات، قدرت، اراده

  • ب) صفات فعل:

    آن صفاتی که از ارتباط ذات الهی با مخلوقات انتزاع می شوند.

    مانند: خالقیت، رازقیت، رحمانیت، ستاریت

2- صفات سلبی:

صفاتی که در خداوند وجود ندارند و ناشی از نوعی ضعف و نیاز می باشند

  • علم الهی:

از اوصاف ثبوتی و ذاتی خداوند، علم است خداوند به ذات خود و همه موجودات قبل از خلقت و بعد از خلقت آگاه است. خداوند در قرآن می فرماید خداوند به هر چیزی داناست.

 

علم خداوند به ذات خود :

انسانها که مخلوق خداوند هستند به ذات خود علم دارند پس خداوند که خالق انسان است به طریق اولی به ذات خود علم دارد.

علم خداوند به موجودات پیش از افرینش آنها ( دلیل ) :

1) علم به علت مستلزم علم به معلول است مانند اینکه منجمی که وقتی علم به علت کسوف و خسوف دارد علم به معلول که خود کسوف و خسوف است نیز دارد . چون ذات الهی علت همه موجودات است . علم خداوند به ذات خود دارد در واقع علم به همه مخلوقات است .

2)نظم و تدبیر موجودات عالم گواهی می دهد که خدا از پیش به تمام اسرار و قوانین و پیچیدگی های آن علم داشته است.

علم خداوند به موجودات بعد از آفرینش آنها : هر موجودی غیر از خداوند ممکن الوجود است و هر ممکنی به واجب الوجود و خداوند متکی و وابسته است بنابراین خدا به هر ممکنی عالم است این ممکن اعم از جرئی و کلی ،جوهر و عرضی ، محسوس و مجرد ، وجود ذهنی و وجود خارجی است از این رو هیچ موجودی از دایره علم خداوند خارج نیست.

سمیع و بصیر بودن الهی به صفت علم الهی بر می گردد و یعنی خدوند به همه شنیدنی ها و همه دیدنی ها علم دارد .

عقیده به علم بی پایان الهی موجب می شود که انسان بداند خداوند در همه حال به او علم حضوری دارد در نتیجه 1) به راحتی گناه نمی کند. 2) با میل و انگیزه بیشتر به کارهای نیک اقدام می کند.

3) هیچ گاه احساس تنهایی و حیرت و سرگشتگی نمی کند و در مقابل مشکلات دنیا استقامت بیشتری می وزرد .

قدرت الهی : از صفات ذاتی و ثبوتی خداوند قدرت و یکی از نام های او قادر است.

تعریف : فاعلی که کار خود را با اراده و اختیار انجام می دهد و هرگاه خواست ترک نماید یا مبدئیت فاعل مختار برای کاری که ممکن است از او سر بزند .

دلایل قدرت الهی :

1) اعطا کننده کمال فاقد کمال نیست

2) انفاق و نظم شگفت انگیز مخلوقات می تواند هم دلیل علم و هم دلیل قدرت الهی باشد چون اگر قدرت نداشت نمی توانست چنین موجوداتی را خلق کند. امام علی (ع) خداود با قدرت خود مخلوقات را آفرید.

3) عمومیت قدرت : قدرت خداوند عام و مطلق است و به دو چیز تعلق م یگیرد اما قدرت خداوند به امور ذاتاً ممتنع یا مستلزم امتناع و محال تعلق نمی گیرد چون این امور شی یا چیزی نیستند تا قدرت خداوند به آنها تعلق گیرد مثل اینکه خداوند یک واجب الوجود دیگری مثل خود خلق نمیاد یا جهان را در تخم مرغ قرار دهد در صورتی که تخم مرغ بزرگ نشود و یا جهان کوچک نشود ..........

کلاً قدرت خداوند به محالات ذاتی و عقلی صورت نمی گیرد و این هیچگونه محدودیتی برای قدرت الهی پدید نمی آورد.

 

 

حیات الهی :

از صفات ذاتی و ثبوتی الهی است وبه معنای فعالیت آگاهانه است حقیقت حیات الهی برای انسان روشن نیست ولی مفهوم آن روشن است . مفهوم حیات از مفاهیم تشکیکی است یعنی مفهوم آنها واحد است ولی درجات مصادیق آنها متفاوت است.

اراده الهی : اراده یکی از صفات ثبوتی و ذاتی خداوند است.

تعریف اراده الهی :

1) خداوند افعال خود را بدون اجبار و اکراه انجام می دهد زیرا موجودی برتر از او وجود ندارد تا او را به عملی وادار نماید.

2) اراده الهی به معنای علم خدا به نظان اصلح و احسن است پذیرش این معنا در واقع انکار اراده خداوند است و حال آنکه فاعل با اراده کامل تر از فاعل بی اراده است . اما صادق در خصوص تفاوت علم و اراده الهی فرمودند : علم و اراده یکی نیستند چون انسان می تواند بگوید اگر خداوند خواست فردا فلان کار را انجام می دهم ولی نمی تواند بگوید اگر خداوند بداند فردا فلان کار را انجام می دهد در نتیجه علم الهی عام تر از اراده الهی است.

اراده الهی در مقام ذات به معنای ابتهاج و خوشحالی و رضایت خدا به ذات خویش است و اراده در مقام فعل رضایت الهی به فعل خود است . معنای دیگر اراده الهی اعمال قدرت و حاکمیت می باشد.

اراده الهی شامل اراده تکوینی و اراده تشریحی می باشد.

تعریف اراده تکوینی رابطه خاص خداوند با آفرینش موجودات است یعنی هرگاه خداوند اراده بر انجام کاری یا خلقت موجود صورت گیرد آن کار ضرورتاً ایجاد و خلق می شود و امکان تخلف ندارد.

اراده تشریحی الهی : رابطه خاص خداوند برخی از افعال اختیاری انسان می باشد این اراده امکان تخلف دارد به این معنی که خداوند اراده کرده تمام انسانها هدایت شوند و شرایط هدایت آنها را که از جمله ارسال پیامبران و نزول کتاب آسمانی و عقل باشد برای انسان فراهم کرده است ولی انسان با اراده و اختیار خویش راه ضلالت و گمراهی را انتخاب می کند.

حکمت الهی :

یکی از صفات ثبوتی و فعلی الهی است .

معنای حکمت : افعال فاعل در نهایت اتقان و استواری و کمال باشد .

2) قبیح و بیهوده نبودن عقل فاعل است .

3) آگاهی فاعل به حقیقت اشیاء

4) هدفمندی افعال فاعل

با توجه به معنای فوق برای حکمت الهی معنای دوم حکمت ، قبیح و بیهوده نبودن فعل جنبه سلبی دارد ول یمعنای دیگر حکمت که عبارتند از افعال فاعل در نهایت اتفان و استواری و آگاهی فاعل به حققیت اشیا و هدفمند افعال جنبه ثبوتی دارند به طورخلاصه تنها صفتی که جنبه ثبوتیو سلبی دارد حکمت الهی است.

نکته : صفت عدل الهی از لوازم صفت حکمت الهی است چون خداوند حکیم است هیچ کار قبیح و زشتی انجام نمی دهد و از سوی ظلم یکی از نمونه های عملی زشت است . در نتیجه خداوند هیچ ظلمی انجام نمی دهد یعنی همه اعمال خدا عادلانه است .

حکمت الهی اقتضا می کند که خدا رسولانی را برای هدایت انسان ها ارسال نماید.

هدف آفرینش انسان چیست ؟ تکامل معنوی و روحی انسان است که انسان به تنهایی با تکیه به عقل خویش نمی تنواند چنین تکاملی را طی نماید لذا حکمت خداوند اقتضا می کند که پیامبرانی را ارسال نماید تاانسان در پرتوی تربیت و تعلیم آنان به کمال برسد.

تفاوت افعال هدفدار خداوند با انسان :

1) افعال انسان برای رفع نیاز یا رسیدن به کمال می باشد .

2) افعال خداوند برای رساندن موجودات به کمال می باشد.

معنای عدل الهی : قرار دادن هر چیزی در جای مناسب خود است.

عدل الهی : صفت عدل از صفات ثبوتی و فعلی خداوند است و بسیاری از عقاید شیعه براین صفت الهی استوار است تا جایی که شیعه را فرقه عدلیه می نامند.

انواع عدل الهی :

1) عدل تکوینی : خداوند به هر موجودی به اندازه شایستگی و قابلیت از وی به او نعمت داده است روایت جهان بر عدالت استوار است بیانگر این نوع عدالت است.

2) عدل تشریعی : به این معناست که تکالیفی که خداوند بوسیله پیامبران بر مردم قرار داده است و

هیچگاه این تکالیف بیشتر از حد ظرفیت و توان انسان نیست . ایه قرآن الانکلف نفساً الا وسعها یعنی ما هیچ انسانی را بیشتر از وسع و توانش تکلیف نمیکنیم » بر این نوع عدالت دلالت دارد.

3) عدل جزایی: یعنی خداوند میان انسانهای نیکوکار و بدکار یکسان حکم نمی کند و پاداش هر کس را با توجه به اعمال او می دهد و همچنین، چنین عدالتی تقتضاء می کند که افرادی که به آنها تکلیفی ابلاغ نشده است مجازات نشوند

آیه: فضع الموازین القسط لیو القیامة

یعنی ما در روز قیامت ترازوهای عدل را بر پا می کنیم پس به هیچ کس ستم نمی شود

آیه: ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدن فی الارض

یعنی آیا ما کسانی را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام دادند همانند مفسدین در زمین قرار میدهیم؟

دلالت بر عدالت جزایی دارد